|
بحث پيرامون زود باوري / احساس/ عشق / گذشت/ جك / دكتر عبدالرحيم شيرازي
|
به ياد عشق
شبي دگر به سر كردم
خسته اما با ياد تو
آرزو كردم تو رويايم بيايد
شاد وشيرين همچو فرهاد وشيرين
وقتي بياييد
آرزو دارم دگر روز نگردد
اگر روز گردد
من دگر بيدار نگرددم
اگر بينم در بيداري
كه نيستي در كنارم
از خدا خواهم دگر نفسم را بگيريد
كه دگر اين جسم
در اين دينا ارزشي بي تو ندارد
بازا سخنم ، ذكر لبم
ياد تو است و بس
اميدها را با تو رقم زدم
اما چه زود نوميدي را ديدم
اشك چشمانم هميشه بياد تو
قلب زخمي جايگاه تو ماند
سرائنده : تنهاي تنهايي
15/9/86


براي تو مي مانم ،
با شوقي از جنس تشنگي
براي من بمان
با ذوقي از جنس آب
حاصل سيرابي من
تشنگي
تو چشمة بي پايان
اميد من
مقصود من
تا هميشه
سراینده : دلبر تاريخ 13۸۶:8:14 ساعت 20:31

خدایا لحظه دیدار معشوق
لحظه عشق ومعشوق
شیرینی آن یک لحظه دیدار
گز فراموشش کنم
بر من گناه است گناه
ثانیه ها را شمارش کردم
تپشهای قلبم را تحمل
انتظارها کشیدم
اما چه سخت
شوق دیدارش خستگی جانم گرفت
شادی وشور ونشاطم را
جای این سختیها گرفت
دردها را به جان خریددارش شدم
حرفها را نیشهای مردم را به جانش ارزانی کردم
تا تورا برای روزهایم
در کنار خود احساس کنم احساس
تنهاي تنهايي



هر گاه دلت شكست ،
و رحمت حق بر گونه هايت جاري شد
به با اندوه به درگاه حق ، التماس مي كنيد ، ودلت لرزيد ، بغضتان تركيد ، كسي
هم هست كه محتاج دعاست الهام