|
بحث پيرامون زود باوري / احساس/ عشق / گذشت/ جك / دكتر عبدالرحيم شيرازي
|
در سيزدهم فروردين 1347 پنج نفر از كسانم يعني
( داماد – همسر- دختر- برادرزاده جوانم – نوه ام ) را
در راه اصفهان درنتيجه حادثه اتومبيل از دست دادم .
اين اشعار ناله هاي محتضرانة دل داغديده من است كه
در اين پيرانه سر، وآخرين روزهاي واپسين حيات ، در
رثاء عزيزان از دست رفته ام از سينه بر ميآورم
ابوطالب طوفان
ساعتي آهسته رو،كاري نه آسان كرده اي
آتشي افروختي ،برباد داد ي خانه اي
خودتوميداني دراين كارت چه طوفان كرده اي
گلستاني خزان كردي درايام بهار
زان عجبترآنكه قبرستان گللستان كرده اي
سپهرعبدالرحيم آن دكترفرزانه را
درجواني بااجل دست وگريبان كرده اي
خوش نيارامي دگرره،اي سپهركج مدار
جسم دكتررابزيرخاك پنهان كرده اي
دكتري كزجان ودل خدمتگزارخلق بود
درعزايش خلق رانالان وگريان كرده اي
باغبانا سروسوسن بردي و شمشاد و گل
غنچه پرپر كردي و ما را چه پژمان كرده اي
اي فلك انا اليه راجعون حرفي است حق
ليك بنگر با من محزون چه فرمان كرده اي !
بردي از دستم زن و فرزند و دامادي جوان
كودك دهساله را با خاك يكسان كرده اي
نوجوان كاوس بردي مام پيرش سوختي
پشت بابش را دوتا زاندوه هجران كرده اي
يك مصيبت نيست ، بردي ازكف من پنج تن
چشمۀ چشمم پر از ياقوت و مرجان كرده اي
خانه آبادان فلك ، ويرانه كردي خانه ام
خانواري محو در راه صفاهان كرده اي
جز سرشك غم بسوك او چه بتوان ريختن
درد بيدرمان ما را خوب درمان كرده اي !
آسمانا ماه و خورشيدم نمودي زير گل
زهره ام تاريك و مارا سخت نالان كرده اي
دوستان نالان و گريان و دلي پر آه و خون
زين جفا كاري كه با فاميل طوفان كرده اي
اي زبان خاموش شو اي خامه بشكستن بگير
خاطر مجموع ما را خوش پريشان كرده اي
چون فلك تاريخ فوتش خواست از من ، گفتمش
۱۳۴۷(دردوغم با من ) قرين رنج و حرمان كرده اي
كلك طوفان بار ديگر با فلك گفت اين سخن
ساعتي آهسته رو كاري نه آسان كرده اي
بهترين دكتر كه در سن جواني در گذشت
دكتر عبدالرحيم شيرازي دكتر شيراز و جهرم
حضرت علي فرمودند :
دوكلمه را هرگز فراموش مكن
خدا را
مرگ را
دوكار فراموش كن
به كسي خوبي كردي
كس به تو بدي كرد .
چهار چيز را در چهار جا نگهدار
1- در نماز ايستاده اي دل نگهدار
2- درمجلس وارد شدن زبان نگهدار
3- در سفره اي حاضر شدن شكم نگهدار
4- در خانه اي وارد شدي چشم نگهدار