|
بحث پيرامون زود باوري / احساس/ عشق / گذشت/ جك / دكتر عبدالرحيم شيرازي
|

در هوای احساس
وقتی به احترامِ آرامشِ نگاه تو
و آن صدای بارانیت
میرقصد قلم ...
واژه های شعر من
بوی احساس ترا می گیرند ...
یادت هست
آنروز کنار یاسها و
هوای ناب احساس
چگونه برایت میخواندم
عاشقانه ترین ترانه ها یم را...
و تو تنها
با یک لبخند
همچون ستاره ای که بدرقه میکند
سیاهی شب را...
برای آرامش
صبح دیگرشعرم
مژده ی طلوع بودی ...
خوب میدانستم تو را
که در نگاهت مدام می روئید
تمام خاطره ی کودکی هایم
سادگی...
صداقت ...
پاکی...
در چشمان تو بود
و اینک
به احترام آرامش نگاه تو
میزبان دسته دسته
اقاقی مستم
که می رویند
در شب عاشقانه ی شعرم
تا سلام ات دهنددر هوای احساس
وقتی به احترامِ آرامشِ نگاه تو
و آن صدای بارانیت
میرقصد قلم ...
واژه های شعر من
بوی احساس ترا می گیرند ...
یادت هست
آنروز کنار یاسها و
هوای ناب احساس
چگونه برایت میخواندم
عاشقانه ترین ترانه ها یم را...
و تو تنها
با یک لبخند
همچون ستاره ای که بدرقه میکند
سیاهی شب را...
برای آرامش
صبح دیگرشعرم
مژده ی طلوع بودی ...
خوب میدانستم تو را
که در نگاهت مدام می روئید
تمام خاطره ی کودکی هایم
سادگی...
صداقت ...
پاکی...
در چشمان تو بود
و اینک
به احترام آرامش نگاه تو
میزبان دسته دسته
اقاقی مستم
که می رویند
در شب عاشقانه ی شعرم
تا سلام ات دهند
سراینده : آقای بابائی(لیلوا) از اهواز


اگه هنوزم تو چشام عاشقی موج ميزنه
قلبِ پاکِ پنجره اسم تو رو داد ميزنه
وقتی ميای توخاطرم عکس چشاتو ميگيرم
شب تا سحر بياد تو از تب و تابت ميميرم
بازم ميخوام ببينمت ديدنت يک مرهمه
شوق بی تابی من تو تمام عالمه
گفته بودی که ميای سوارِ رنگين کمون
دست تو دستام ميذاری ميبريم به آسمون
بعدشم شادی کنون گم ميشيم تو لحظه ها
پرنده ها از تو قفس رها ميشن با يک صدا
بازم ميخوام ببينمت روی هر شاخه گل
شوق بی تابی من مثله خاره تن گل
اگه هنوزم زير پات باغ گلای مخمله
نوبت عاشقی مون صبح فردا ميرسه
ميدونی تو کوچه مون عطر گلی مونده بجا
باور بکن اونم فقط ياد تو بوده بخدا

سراینده : حسن بابائی (لیلوا ) (از اهواز )