تبليغاتX
تنهايي و سوزعشق
بحث پيرامون زود باوري / احساس/ عشق / گذشت/ جك / دكتر عبدالرحيم شيرازي

 

 

 

 

گفتگو با خدا

خواب ديدم ، در خواب با خدا گفتگوئي داشتم .

خدا گفت : پس مي خواهي با من گفتگو كني ؟ گفتم اگر وقت داشته باشي !

خدا لبخند زد : وقت من ابدي است ، چه سؤالاتي مي خواهي از من بپرسي ؟

: چه چيز بيش ازهمه شما را در مورد انسان متعجّب مي كند ؟

خدا پاسخ داد : اين كه آنها از بودن در دروان كودكي ملول مي شوند ، عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و... بعد حسرت دروان كودكي را مي خورند .

اين كه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي كنند

وبعد پولشان را صرف حفظ سلامتيشان مي كنند .

اينكه چنان زندگي مي كنند كه گوئي هرگز نخواهند مرد

وچنان مي ميرند كه گوئي هرگز زنده نبوده اند .

خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم .

بعد پرسيدم : به عنوان خالق انسانها مي خواهندآنها چه درسهائي از زندگي ياد بگيرند ؟

خدا پاسخ داد :

ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد.

اما مي توان محبوب ديگران شد .

ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند .

ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه پول بيشتري دارد .

بلكه كسي است كه : نياز كمتري دارد .

ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخم عميقي در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم . وسالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد .

با بخشيدن بخشش ياد بگيرند !

ياد بگيرند كساني هستند كه‌ آنها را عميقاً دوست دارند ،

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند .

ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آنرا متفاوت ببينند !

ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند ،

بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند !

وياد بگيرند كه من اينجا هستم .

هميشه ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:46  توسط تنها تنهايي   | 

 

 

دانستنی‌های یکی از سالم‌ترین انواع روغن‌های خوراکی

روغن زيتون از دیروز تا امروز

می‌گويند هنگامي كه خشم خداوند كه در توفان نوح ظاهر شده بود فروكش كرد، كبوتري كه شاخه زيتوني به منقار داشت، پديدار گشت و همه جا را صلح و آرامش فراگرفت. شايد به همين دليل است كه روغن برآمده از اين درخت نيز دعوت كننده بدن به آرامش است.
هزاران هزار سال است كه انسان از ميوه‌هاي درخت زيتون روغني استخراج مي‌كند كه به سلطان روغن‌هاي گياهي موسوم است و علاوه بر پخت و پز، در تهيه مواد آرايشي و بهداشتي، صابون، صنايع دارويي و حتي به عنوان سوخت براي چراغ‌هاي قديمي استفاده مي‌شود. خواص جادويي نهفته در روغن زيتون به‌حدي است كه تنها گذر زمان و پيشرفت هر‌چه بيشتر علم مي‌تواند از‌ آن پرده بردارد. شايد شگفت‌آورترين نكته اين روغن آن است كه مي‌گويند خوردن يك قاشق روغن زيتون در روز از بروز بسياري از مشكلات جسمي جلوگيري مي‌كند. به طوري كه حتي در روايتي از پيامبر گرامي اسلام نيز آمده‌ است كه زيتون بخوريد و روغن آن را به بدن بماليد كه هفتاد مرض را شفا مي‌بخشد.

زيتون در طب سنتي
زيتون رسيده از نظر طب قديم ايران، گرم و قابض، ميوه نارس، سرد و خشك و روغن زيتون، گرم و خشك و برگ آن نيز گرم و خشك است. در طب سنتي از فرآورده‌هاي زيتون استفاده‌هاي متعددي مي‌شود كه از جمله آن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
*
دم كرده برگ زيتون داروي خوبي براي پايين آوردن فشار خون است. به این منظور 20 عدد برگ زيتون را داخل 300 گرم آب به مدت 15 دقيقه مي‌جوشانند و دو بار در روز يك فنجان مي‌نوشند.
*
روغن زيتون نرم‌كننده و صفرابر است.
*
مصرف روغن زيتون دفع كننده سنگ كيسه صفراست. براي اين منظور بايد با آب‌ليمو مصرف شود.
*
روغن زيتون، كرم‌كش است.
*
روغن زيتون براي رفع سرفه‌‌هاي خشك مفيد است.
*
براي رفع خارش ناشي از گزيدگي حشرات، روغن زيتون را به محل گزيدگي مي‌مالند.
*
بدن بچه‌هايي را كه مبتلا به نرمي استخوان و كم‌خوني هستند، با روغن زيتون ماساژ مي‌دهند و زير آفتاب مي‌گذارند.
*
ماليدن روغن زيتون روي لثه‌ها براي درمان پيوره موثر است.
*
براي برطرف كردن ترك پوست، گليسيرين و روغن زيتون را به مقدار مساوي با هم مخلوط كرده و بر موضع مي‌مالند.
*
براي سر باز كردن جوش‌ها و كورك‌ها، ميوه‌ رسيده زيتون را له كرده و روي آن قرار مي‌دهند.
*
براي معالجه نقرس، 5 گرم گل بابونه را در 40 گرم روغن زيتون مي‌خيسانند و آن را در آفتاب مي‌گذارند تا شيره بابونه به داخل روغن نفوذ كند. سپس آن را فشرده و صاف كرده و روي نقاط دردناك مي‌مالند.
*
اگر بخواهند از ريزش موي سر جلوگيري كنند، سر را به مدت 10 شب با روغن زيتون چرب كرده، دستمالي روي سر گذاشته و مي‌خوابند، صبح آن را با شامپوي حاوي زرده تخم ‌مرغ مي‌شوين

 



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:20  توسط تنها تنهايي   | 

عاشق                           عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@   نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل
از
ت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:55  توسط تنها تنهايي   | 

 

             
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
 
برای عشق قبول کن ولی غرورتو از دست نده
 
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
 
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
 
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
 
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن
 
برای عشق بمیر ولی کسی را نکش
 
برای عشق خودت باش ولی خوب باش

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:33  توسط تنها تنهايي   | 

پرسيدم عشق چيست:گفت اتش است!گفتم مگر ان را ديده اي؟گفت نه.در

 ان سوخته ام...

مرگ ان نيست كه در قبر سياه دفن شوم مرگ ان است كه از خاطر
 
تو با همه ي خاطره ها محو شوم...
 
گوش كردن را ياد بگير !فرصتها گاهي با صداي بسيار اهسته اي در
 
ميزنند...
 
  سرنوشت ننوشت .گرنوشت بد نوشت: اما... اما باور كن!نمي توان
 
سرنوشت را از "سر" نوشت...
 
روزگاريست در اين كوچه گرفتار توام...با خبر باش كه در حسرت
 
ديدار توام...
 
گفته بودي كه طبيب دل هر بيماري...پس طبيب دل من باش كه بيمار
 
توام...
 
شايد زندگي ان جشني نباشد كه ما ارزويش را داشتيم...اما حال كه به
 
ان دعوت شده ايم پس بگذار تا ميتوانيم شاد باشيم...
 
عظمت عشق را درك كن زيرا به خاكستر وجودت هم رحم نخواهد
 
كرد...!
 
اي كاش دل هايي كه هنوزم مي طپد واسه بهار ...در امان بمونن از اين
 
بازي تلخ روزگار...
 
انگاه كه خنده بر لبت ميميرد.چون جمعه پاييز دلم ميگيرد.ديروز به
 
چشمان تو گفتم كه برو...امروز دلم بهانه ات مي گيرد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10:55  توسط تنها تنهايي   | 

 

 

 

عشق یعنی اشک توبه در قنوت

 

خواندنش با نام غفار الذنوب

 

عشق یعنی چشمها هم در رکوع

 

شرمگین از نام ستار العیوب

 

عشق یعنی سر سجود ودل سجود

 

ذکر یارب یارب از عمق وجود

 

حلول ماه ضیاف الله مبارک

 

التماس دعا                       علی ف  ساعت ۱۰:۴۵:۴۵    

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 12:52  توسط تنها تنهايي   | 

 

 

 

 

رمضان ماه مهماني ،ماه روح بخش ،ماه ضيافت خدا

 

 

ماه نزول قرآن

 

 

رمضان ماه عشق ،ماه تلاوت قرآن ،ماه خدا

 

 

مبارك باد بر مسلمين جهان  التماس دعا دوستان

 

 

 

دوستان عزيزان جانبازان بخصوص

 

 

 

 جانبازان شيميايي را

 

 

 

از دعا خيرتان فراموش نكنيد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 4:18  توسط تنها تنهايي   | 

 
تصویر متحرک
WaterEffectbyCrazyprofile.com
Photobucket
WaterEffectbyCrazyprofile.com
Photobucket
WaterEffectbyCrazyprofile.com
Photobucket
WaterEffectbyCrazyprofile.com
Photobucket
WaterEffectbyCrazyprofile.com